تبليغاتX
من یکتا هستم
من یکتا هستم
ناز و نیناش ناشت منم برو تو صدای بشکنم بگو بشکنم يا نشکنم
پيراهن کوتاه

 

اااااااااااااااای خدا اعصابم خورد شد

اه هر کاری میکنم نظرا ارسال نمیشه باز میشه ولی ارسالش نمیکنه

همه ی دوست جونا ببخشید به خدا من به وب هاتون میام ولی چه کنم ارسال نشد

مرررسی از کامنت های مدیر وب های :

 زندگی با اسانس طراوت - ازدواج سخت تر است یا مردن ....

 

 

 

چند تا مدل پيراهن کوتاه

 

اميدوارم خوشتون بياد

 هر چند مدلاش خيلي شلوغ نيست و ساده ست

 ولي پارچه هاش کار کردست شايد لمه ست نيدونم !!!

 

 

براي ديدن سري کامل عکس ها به ادامه مطالب برويد.

 


برو به ادامه ی مطلب
نوشته شده توسط يكتا در چهارشنبه 6 شهریور1387|
داستان ابی گیل و پونی (از سیلور استاین عزیز)

 

ابي گيل و پونی

 


يه دختري به اسم ابي گيل بود

كه با پدر و مادرش سوار بر ماشينشون  در بيرون از شهرشون

به سياحت و گشت و گذاز بودن.

يكهو چشم دخترك افتاد به يك جفت چشم خوشگل و نوميد ،

چشم هاي يه پوني خاكستري و سفيد.

كنار پوني يه مقوايي گذاشته بودند كه روي اون نوشته بودند : فروشي ارزان

ابي گيل گفت: "آخي ، جان !

ميشه اين پوني رو براي من بخريد ؟  تورو خدا نه نگید

ولي بابا و مامانش گفتند : " نه  نميشه "

ابی گیل گفت :   " ولي اخه اون بايد مال من باشه "

ولي مامان و باباش گفتند: " نه , همين كه گفتيم نمي شه "

ولي در عوض وقتي به خونه رسيديم شكلات گردويي و بستني قيفي بهت ميديم

ابي گيل گفت :  "من شكلات گردويي نمي خوام"

بستني قيفي نمي خوام

من فقط اون پوني رو ميخوام

پوني بايد مال من باشه.اون رو مي خوام."

ولي بابا مامانش گفتند:

"يه دختر خوب بايد نق نزنه و ساكت باشه.

"هيچ هم نبايد اون پوني مال تو با شه."

ابي گيل بنا كرد به گريه كردن و گفت:

"اگه اون پوني رو برام نخريد من ميميرم."

بابا و مامانش گفتند: "نخير , نميميري هيچ هم.

تا حالا هيچ بچه اي از نداشتن پوني نمرده

انگار عقلت رو گربه خورده."

اما حال ابي گيل حسابي رو به وخامت رفت.

وقتي رسيدند خونه فوري افتاد رو تخت.

نه ميتونست غذا بخوره نه ميتونست بخوابه.

دلش حسابي شكسته بود...

و بالاخره راستي راستي مرد.

همه اش به خاطر اون پوني كه ديده بود

ولي بابا مامانش واسش نخريده بودن !!!!

 

 

مي دونيد اين داستان واسه چي خوبه بچه ها جون؟ واسه اينكه وقتي

 بابا ومامانتون يه جيزي رو كه ميخوايد نميخرند براتون

اين رو بخونيد براشون !

 

ابی گیل 

 

سلاااااااااااااامی به گرمیه  موتور ماشین !

همه با هم یه هورای پنجاه پنجاه بکشید !!!

هورااااااااااااااااااا

آیین نامه قبول شدم اونم بدون غلط ولی تو شهری رد شدم !

حالا انشاالله یکشنبه ی بعدی !!!

 

نوشته شده توسط يكتا در سه شنبه 5 شهریور1387|
گواهینامه و من !
 

   از عمو شل سیلور:

 


خورشيد کجاست؟

 

خورشيد را مي دزدم

فقط براي تو!

مي گذارم توي جيبم

تا فردا بزنم به موهايت

فردا به تو مي گويم چقدر دوستت دارم!

فردا تو مي فهمي

فردا تو هم مرا دوست خواهي داشت . مي دانم !

آخ … فردا!

راستي چرا فردا نمي شود ؟

اين شب چقدر طول کشيده …..

چرا آفتاب نمي شود ؟!!!

 

(اااااالهی فداش بشم که نمیدونه خورشید و چه کار کرده !!!) 

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir 

 

 



سلاااااااااااااااااااااااااام خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

سلااااااااااااااااامی پر از دلهره

امیدوارم هم خوب باشید هم خوف (کلی تفاوتشونه ها ! باور کن)

اول از همین جا یه چند تا فش به دختر عمو تقدیم میکنم

 مگه قرار نبود بززززززززززززززززنگی.....

یکشنبه امتحان دارم وااااااااای واسم دعا کنید امتحان واسه گواهینامهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir
 
تا دوشنبه آپ نمیکنم چون باید شب زود بخوابم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

اونم بدون اینکه فیلم ببینم خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ولی بعد از ترانه مادری

 از اونجایی که من جغدمو شبا آپ میکنم ! 

  و یکشنبه باید کله سحراینا یا همون هفت و نیم آموزشگاه باشمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

 نگرانم چه قدر حاله آدم گرفته میشه وقتی افسر بگه

خانم پیاده شو ردی !!! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

فاطی خدا به دادمون برسه هر چند آقا این دختر عموی من با این که

 یه سال از من کوچیکتر ولی یه دست فرمونی داره به پاش بی افته

 تریلی هم میرونه !!! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

در عوض من بعد از 20 ساعت تمرین تازه مربیم

 بهم امیدوار شده بود که کلاسا تموم شد !!! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

تااااااازه بدیش میدونین چیه بعد ازظهرش یه مهمونی دعوتیم و همه منتظرن

 ببینن ما چه کردیم ای خدا خلاصه این که دعا کنیدا

کاشکی نگه دوبل بزن میدوووونم میگه

من با این کلاج نمیتونم راه بیام امیدوارم یکشنبه به خوبی و خوشی بگذره

 
پس به امید به خیر گذشتن یکشنبه و خبرای خوب همه با هم :

هوراااااااااااااااااااااااا خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پیشا پیش مرررررررسی از نظراتتون دوست جونا خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بیاین و توی قسمت نظرات هم که شده هوراااااا بکشید واسه دلگرمی ! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خوب دیگه گلای من بابای تا بعدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

رااااااااستی توی ادامه مطالب عکس عشقمو گداشتم

وااااااااای عشقمه نمیدونم چرا این قدر دوسش دارم !!!

 

یکتا

 


برو به ادامه ی مطلب
نوشته شده توسط يكتا در شنبه 2 شهریور1387|
عکس های پاملا اندرسون به همراه اندکی بیوگرافی

 

چند تا عکس جدید از دخترم پاملا اندرسون !

 

 

پامِلا دنیز اندرسون بازیگر، مدل، فعال حقوق حیوانات و تهیه کننده ی

کانادایی الاصل مقیم آمریکاست .

که به خاطر زیبایی صورت و اندام بخصوصش،

به سمبل س .ک .س  در جهان تبدیل شده و دارای شهرت جهانی است.

 وی در طول دوران ازدواجش با درام ‌زن گروه موسیقی ماتلی کرو

 به نام تامی لی، نام فامیل شوهرش را به نام خود اضافه کرد و

مدتی با نام  پاملا اندرسون لی خود را معرفی می‌کرد.

 این نام تا پایان ازدواجش با تامی لی بر روی وی بود.

 

  

 

برای دیدن سری کامل عکس ها به ادامه مطالب بروید.

 


برو به ادامه ی مطلب
نوشته شده توسط يكتا در چهارشنبه 30 مرداد1387|
گلزارم آره ...!

 

چند تا خبر ...!

 

 

راز بزرگ زندگي محمد رضا گلزار فاش شد

محمد رضا گلزار آذري است !!!

 

 

 بهرام رادان  با اعلامیه ای که از طرف وزیر

 ارشاد درباره ی عدم حضور ستارگان در تبلیغات منتشر شد،

طبغ نامه ای طولانی مخالفت کرد.

   این اعلامیه بعد از جلوگیری از شرکت

 حسین رضازاده در المپیک 2008 منتشر شد.

 

 


سوني اريکسون از به بازار فرستادن گوشي

ويندوز موبايل خود در اواخر تابستان خبر داد.

 


سايت رسمي نوکيا به زبان فارسي افتتاح شد.

 آدرس اين سايت :

 

www.Farsi.Nokia.com

 

 

نوشته شده توسط يكتا در دوشنبه 28 مرداد1387|
عید شعبان بر همگی مبارک

 

( این پست شاد تقدیم به دختر عمو جون شاد باشی عزیزکم  ) 

 

میلاد منجی عالم بشریت ٬ حضرت مهدی موعود بر تمام دوست جونا

تبریک و تهنیت از این جور چیزا باد .

خوب امشب و یا  امروز جشنه  هورا اومدن واجبه :

همه با هم هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

هر کی اومده توی وب توی قسمت نظرات هوراااااااا نکشیده نرررره ها

خوب گفتیم جشن و شادیه توی ادامه مطالب 

یه چند تا جک و sms ببخشید همون پیام اینا گذاشتم

بخونید و بخندید و شاد باشید و هورااااااااااااااااااااااااا بکشید

بابای تا روز و شب بعد خووووووووش بگذررررررررررررررره

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

 

 جشنواره فيلم تخيلي رشت :

زن باوفا شب هاي بي اصغر آقاخوش غيرت حلال زاده

اينم آخريش که سيمرغ بلورين هم برده : پسري که يک پدر داشت !

 

 
 شهادت جان سوز، جان گداز، جان كاه، جان اف كندي، جان فورد،

 جان تراولتا،جان علي، جان نثار،جان من، جان هرکي دوست داري سرکاري !

 


 يه خانواده اصفهاني بعد از يک هفته که موز خريدند

 مردند !؟ چون براي اينکه مزه موز نره ديگه اب نخوردند !!!

 


 رشتيه مي ره قم سوهان فروشي مي زنه، اسمش رو مي زاره

 "سوهان حاج حسين و پدران"

 


 شعار تنظيم خانواده در رشت : مادرم يك پدر كافيست !!!!

 


 با سلام مي خواستم بدونم

 ازاون هفته تا ا ين هفته روهم رفته چقدر رفته؟!؟

 

 

خوب دوستان بازم هست ولی به ادامه مطالب برید.

 


برو به ادامه ی مطلب
نوشته شده توسط يكتا در یکشنبه 27 مرداد1387|
اولین بار ... (از عمو شل سیلوراستاین)


 

اولين بار  که ميخواهم بگويم دوستت دارم خيلي سخت است…

تب مي کنم ، عرق مي کنم ، مي لرزم …

جان مي دهم هزار بار

 مي ميرم و زنده مي شوم دوباره پيش چشم هاي تو

 تا بگويم

 دوستت دارم

 اولين بار

 که بخواهم بگويم " دوستت دارم "

 خيلي سخت است

 اما آخرين بارِ آن

 از هميشه سخت تر است

 و امروز مي خواهم براي آخرين بار بگويم " دوستت دارم "

و بعد راهم را بگيرم و برم …

 چون تازه فهميده ام

که تو هرگز دوستم نداشتي …!

 

نوشته شده توسط يكتا در شنبه 26 مرداد1387|
و دختر تنها شد ...

 

 دختر پسری با سرعت 120 کیلومتر در ساعت سوار بر موتورسیکلت:

دختر : اروم تر من میترسم

پسر : نه خوش میگذره

دختر : نه نمیگذره خواهش میکنم ، وحشتناکه

پسر : اول بگو دوسم داری بعد

دختر : باشه دوست دارم حالا آروم تر برو

پسر : باشه ؛ حالا محکم بغلم کن ، و دختر محکم بغلش کرد
 
پسر : میتونی کلاه ایمنیه منو برداری  بذاری سر خودت آخه اذیتم میکنه ....

روزنامه های روز بعد :

متور سیکلتی با سرعت 120 کیلومتر در ساعت با ساختمانی برخورد کرد

موتور دو سرنشین داشت اما تنها یک نفر نجات یافت .

حقیقت این بود اول سرپایینی پسری که سوار موتور بود متوجه شد

 ترمز بریده اما نخواست دختر بفهمه

رفت و دختر تنها شد ...

 


(واسه همدردی با دختره هم که شده نظر یادت نره ! )

 

نوشته شده توسط يكتا در جمعه 25 مرداد1387|
عکس هایی از نانسی ...

 

چند تا جمله ی ناز با حس بخون.

 

شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي

 و سپس شخص مناسب را .

به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.

 

تو پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم

بعدش دلتو پنچر کردم تا از دلم نري!

 


به سنگ ها گفتند لحظه اي انسان باشيد.

سنگها گفتند هنوز به قدر کفايت سخت نشده ايم

 


بادبادک رفت بالا... قرقره از غصه دوريش لاغر شد !!

 

مرز عشق اين روزها شباهت زيادي به آدامس داره:

اول شيرين ، بعد دوستداشتي ، سپس تكراري و خسته كننده 

 و در آخر دور انداختني .

 

در قمار زندگي عاقبت ما باختيم... 

بس که تک خال محبت بر زمين انداختيم !

 

يادمان باشد زنگ تفريح دنيا هميشگي نيست ، زنگ بعد حساب داريم ...

 

 بی تو هیچ جا نمیرم حتی بهشت.

 

 

 

نانسی عجرم

 

 

عکس هایی از قبل و بعد از عمل ناسی و یک عکس از بچگیش

برای دیدن عکس ها به ادامه مطالب بروید.

 


برو به ادامه ی مطلب
نوشته شده توسط يكتا در سه شنبه 22 مرداد1387|
بيست و پنج دقيقه (از شل سیلور استاین)

 

(تقدیم به عزیز ترینم دوستت دارم تا همیشه شک نکن) 

 

 

بيست و پنج دقيقه فقط ...


 

بيست و پنج دقيقه مهلت

براي اينکه دوستت بدارم

بيست و پنج دقيقه مهلت

براي اينکه دوستم بداري

بيست و پنج دقيقه مهلت براي عشق

زمان کوتاهي است ……

با اين همه

من بيست و پنج دقيقه از عمرم را کنار مي گذارم ،

تا به تو فکر کنم

تو هم اگر فرصت داري

بيست و پنج دقيقه

فقط بيست و پنج دقيقه به من فکر کن!….

بيا بيست و پنج دقيقه از عمرمان را براي همديگر پس انداز کنيم

 

با هم

 

نوشته شده توسط يكتا در یکشنبه 20 مرداد1387|